الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

572

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

وابستگى و پيوستگى ، روح توكّل را در انسان زنده مىكند كه همه چيز خود را به او واگذار كند ، يعنى آنچه در توان دارد براى پيشرفت كارها تلاش نمايد ولى با اين حال بداند سرچشمهء هر خير و بركت و هر موهبت و نعمت ذات پاك اوست . ولى هنگامى كه انسان بر اثر غرور و خودخواهى و هواپرستى ، از اين حقيقت غافل شود و خويش را مستقل بپندارد از خدا بريده مىشود و همه چيز در نظر او وارونه مىگردد . اين بريدگى از خدا همان معنى واگذار شدنش به خويشتن است و اين ريشهء تمام بدبختيها و انحرافات است . به همين دليل پيامبر اكرم ( ص ) كه گل سر سبد عالم آفرينش بود بارها مىفرمود : « اللّهمّ . . . لا تكلني الى نفسي طرفة عين ابدا ، خداوندا ! لحظه‌اى مرا به خويشتن وامگذار ( و از ذات پاكت دور مفرما ) ! » . « 1 » اين همان چيزى است كه امير مؤمنان على ( ع ) در آن سخن پر معنى مىفرمايد : « الهى كفى بي عزّا ان اكون لك عبدا و كفى بي فخرا ان تكون لي ربّا ، خداى من ! اين عزت براى من بس است كه بندهء تو باشم و اين افتخار براى من كافى است كه تو پروردگار من باشى » ! « 2 » همان گونه كه در دعاهاى معصوم آمده است ، مىفرمايد : « انّك ان وكلتني الى نفسي تقرّبني من الشّرّ و تباعدني من الخير ، اگر مرا به خويشتن واگذارى ، هواى نفس من را به شرّ نزديك و از خير دور مىسازد » . « 3 » سپس امام به دنبال بيان ريشهء اصلى بدبختى اين گونه افراد ، به ثمرات شوم آن پرداخته و به هشت ثمرهء شوم كه در واقع از قبيل علّت و معلول يكديگرند اشاره مىفرمايد : نخست مىگويد : « چنين كسى از راه راست منحرف مىگردد » ( فهو جائر عن

--> ( 1 ) « بحار الانوار » ، جلد 83 ، صفحهء 153 . ( 2 ) « بحار الانوار » ، جلد 91 ، صفحهء 94 . ( 3 ) « بحار الانوار » ، جلد 83 ، صفحهء 152 .